Wednesday, February 14, 2007

Gathering Outside Islamic Assembly to Stop the Sivand Dam

This morning several hundred Iranians, mainly young, have gathered peacefully outside the Islamic Consultative Assembly (Majlis), under heavy rain in Tehran, to demand the closure of Sivand dam.

More than 20 NGOs including a group of seminary students from Qom, called for the gathering, to try and stop any possible damage to our national heritage in the Bolaghi by-pass and in particular to the tomb of the founder of our country, Cyrus the Great.

7 comments:

Winston said...

It really makes me angry to know that the so-called government of a country INTENDS to destroy the heritage and historical sites of ITS own country. Well, I guess I am wrong since the Mullahs are not really Iranians and it is absurd to expect them to care about iranian stuff... Okay, I remain angry and am full of hate for them.

Bardia said...

با این کارها فقط چهره اهریمنی خود را بیشتر و بیشتر به ایرانیان نشان میدهند
فرا میرسد روزی نزدیک که شاهد سوختن مساجدشان در آتشی که خود افروخته اند باشند. آتش پشتیبان تمدن ایران و مردمش است و بازی با آن سرنوشتی شوم برایشان رقم خواهد زد

na said...

jomhurrye eslami:nang bar to

پاشا said...

دشمنی جمهوری اسلامی با تمدن و فرهنگ ايرانی در نطفة آن که در انديشه های خمينی بسته شد، شکل گرفته است. آن نطفه، ديو سياه کريه مستی شده است که ۲۸ سال است نعره می کشد و از اين شهر به آن شهر می رود و بر سر راه خود هر چه نشان از تمدن و فرهنگ ايرانی دارد لگدمال می کند و با گرز خود به ويرانی می کشاند. دشمنی اين هيولا با ايران و ايرانی در ذات پليد اوست، کما اينکه نفی ديو سياه جمهوری اسلامی در ذات پاک تمدن و فرهنگ ايران نهفته است. بی توجهی آخوندها به آثار باستانی تنگه بلاغی و پاسارگاد تعجب برانگيز نيست، ولی شعله های بيشمار ديگری به آتش مهر ما به ايران عزيزمان می افزايد.ـ
کورش بزرگ، نخستين پادشاهمان، در آخرين ارادة خود خواسته بود تا پس از مرگ، پيکر او را به خاک بسپارند تا جسمش بخشی از خاک ايران شود. او اکنون ديگر خاک ايران شده است، خاکی که تک تک ما از آن برخاسته ايم. از همين روست که ما نيز مهر کورش به ايران را در دل داريم.ـ
در اروپا پس از جنگ دوم جهانی بسياری از بناهای تاريخی ويران شده را از نو ساختند. ما نيز در فردای جمهوری اسلامی بناهای تاريخی ويران شدة خويش را بازخواهيم ساخت. همانگونه که تمام وطن را دوباره خواهيم ساخت، اگر چه با خشت جان خويش، آرامگاه کورش را نيز دوباره خواهيم ساخت، اگر چه با خشت جان خويش. همانگونه که دوباره از وطن خون می شوييم، اگر چه به سيل اشک روان خويش، تنگه بلاغی را نيز از آب سد می شوييم، اگر چه به سيل اشک روان خويش.ـ
ولی پرسشی دارم. در تاييد نوشتة برديا، می پرسم که آيا سردمداران جمهوری اسلامی پس از اينهمه دشمنی و بدرفتاری که با ايران و ايرانی کرده اند و اينکه ديگر امکان صلحی باقی نگذاشته اند، می دانند که پس از پايان فتنة آخوندی که سرانجام روزی تحقق پيدا خواهد کرد، چه بر سر مظاهر و آثار دين آنان و نيز گورهای آنان خواهد آمد؟ـ

Winston said...

what else can we do to stop it?

Akbar Nemati said...


But We save pasargadae with our hand

serendip said...

Ahmed Batbi had a brain stroke in Evin:

http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=8306