Sunday, January 07, 2007

Meeting with Siroos

I have been friends with Siroos Malakooty for several years now. Siroos is one of those people who I refer to as "having inherited Left wing genes" :) He will always have a Left wing accent and a Leftist view of the world. A good thing too, for it would be a boring, bland and monotonous world if we all looked the same, talked the same and thought the same.

Conversations with him are always interesting and challenging and I always learn from him. Despite our differences, we also always find a lot of common ground.

I had a chance to meet him in Paris yesterday after several months. Siroos is a classical guitar soloist and founder of Artists Without Frontiers. A stroke few years ago, resulted in Siroos not being able to raise his left arm above his shoulder, which has stopped him from playing classical guitar.

Siroos presents a program on Tishk TV, which is run and funded by the Democratic Party of Iranian Kurdistan. I was glad to find him in his usual high spirit. I wish him luck in his endeavours and hope he will contribute towards our common goal which is the well being and prosperity of human beings everywhere.

9 comments:

Bardia said...

آقای پتکین شما با این هیکل ماشالا، دیگه جایی برای سیروس نذاشتی که ما ببینیمش
جوکی بود من باب مزاح
امیدوارم ایرانیان همیشه گرد هم خوش و خندان باشند و من لذت ببرم

Azarmehr said...

بیخود نیست که بهنود به ما لقب شعبان بی مخ داده بود:
http://news.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=5174

:))

پاشا said...

پتکين عزيز، شعبان جعفری اگر تنها يک چيز داشت، آن چيز بی ترديد شرف بود، وی آدمی بود که نمک خورد و نمکدان نشکست. شما بايد زمانی ناراحت و آزرده شويد که کسی به شما لقب مسعود بهنود دهد. من نمی دانم چرا وقتی نام برخی آدمها را می شنوم و يا می خوانم حالت استفراق بهم دست می دهد! خواهش می کنم از اين پس اگر براستی لازم آمد بنويسيد: م.ب. و کمی هم به فکر مزاج ما باشيد. سپاسگزارم از مهرتان!ـ

Azarmehr said...

براستی پاشای گرامی نکته سنجی شما من را همیشه به وجد میاورد
من هم ترجیح میدهم همچون شعبان جعفری باشم تا همانند این م ب هایی که هر روز به یک رنگ در میایند.

پاشا said...

با پوزش فراوان از خوانندگان گرام که واژة استفراغ را با ق نوشتم. براستی که برخورد با نام برخی از افراد مرا آنقدر متشنج می کند که فارسی درست نوشتن را هم از ياد می برم. بار ديگر پوزش می خواهم.ـ
پتکين عزيز، من مخلص تمام ايرانيان با شرف و جوانمرد هستم.ـ

Bardia said...

پتکین عزیز
یادم هست زمانی را که سایت م.ب هنوز با مهندسی درخشان آن روان پریش که اداره میشد در یکی از کامنتهای پاچه خواری از طرف زینبی آمده بود که: م . ب استاد من شما در این عکس چقدر شبیه پل نیومن هستید
این مدیحه به قدری مرا خنداند که از آن زمان تا بحال جوکی به این با حالی نشنیده ام
ای کاش میشد که آزمون هوشی از این افراد گرفته میشد تا بدانند در چه دنیایی سیر میکنند و آیا در جمجمه شان چیزی مانند مخ وجود دارد یا نه. بیاد جوکی افتادم که: برای شناسایی توان هوشی غضنفر جمجمه اش را شکافتند و با شگفتی دیدند که سیم نازکی از چپ براست کشیده شده است. بعد از کلی کلنجار و محاسبه چیزی نفهمیدند پس گفتند که بیایید آنرا قطع کنیم تا ببینیم چه میشود. سیم را قطع کردند و دیدند که هر دو گوش او بر زمین افتادند
این است حکایت م . ب هایی که سر در برف فرو کرده اند و هر زمان که کم می آورند از بی احترامی دریغ نمی کنند

Azarmehr said...

من اگر جای پل نیومن بودم از این زینب و از این م ب از خودراضی بخاطر اینچنین توهینی شکایت میکردم. :)

پاشا said...

آن زينب منظور بدی نداشته است، فقط بد بياری آورده است و بخشی از جملة او چاپ نشده است. منظور واقعی آن زينب اين جمله بوده است: م.ب. استاد من شما در اين عکس چقدر شبيه گربة ملوس پل نيومن هستيد.ـ
با اين حساب ديگر نيازی به شکايت پل نيومن نيست و اين گربة پل نيومن است که بايد شکايت کند و تقاضای خسارت کند!ـ

Winston said...

این م.ب ها و ا.ن ها و درخشان ها واقعآ جوکی هستند واسه خودشون